برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
10 روش طبیعی درمان افسردگی
برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
به ماههای سرد سال رسیدهایم، به زمانی که تعداد زیادی از افراد دچار بیحوصلگی و افسردگی فصلی میشوند و دیگر خودشان را نمیشناسند.
مطب روانشناسها و روانپزشکها پر میشود از بیماران بیحالی که از زندگیشان شکایت دارند و علاقهای به انجام دادن کارهایشان ندارند. به جای آنکه ابتدا دست به کار نوشتن قرصهای متعدد شوید، این 10 کاری که میتوان برای درمان افسردگی انجام داد، بخوانید. چه بسا بتوانید بدون درمان دارویی به بیماران خود کمک کنید.
1. برنامه ثابت بچینید: زمانی که فردی به شما مراجعه میکند و از غم و ناراحتی مینالد، پیش از آنکه دست به نوشتن نسخه بزنید، حواستان باشد که او نیاز به برنامهای ثابت برای زندگیاش دارد. دکتر ایان کوک که روانپزشکی در موسسه تحقیقاتی افسردگی در دانشگاه یوسیالای است درباره این موقعیت میگوید:« ابتدا برنامهاش را از نظر میگذرانم چون بعضیوقتها فقط کافیست برنامهای ثابت برای زندگی افراد بچینی و از افسردگی نجاتشان دهی.» در این مواقع موثرترین عنصر زمان است که باید بدون فکر و خیال بگذرد. به همین خاطر برنامهای که بتواند به صورت مقطعی به زندگی بیمار نظم دارد و کاری کند که روزهایش یکی پس از دیگری سپری شوند، در مدت زمانی مشخص به او کمک میکند تا دوباره روی پا شود.
2. تعیین هدف: وقتی که بیمار افسردهای به شما مراجعه میکند، بیشترین تصوری که دارد؛ ناتوانی در رسیدن به خواستهها و اهدافش است. حسی که باعث میشود احساس بد بیشتری داشته باشد. برای گذر از این موقعیت به او کمک کنید تا هدفهای کوتاهمدت و روزانهای برای خود تعیین کند و خودش را با آنها بشناسد. دکتر کوک میگوید:« ما از مراجعان میخواهیم تا در آغاز قدمهای خیلی کوچکی بردارند. هدفهای کوچکی که مطمئن هستند در آنها به موفقیت میرسند. مثلا به آنها میگوییم تا ظرفهای کثیف خانهشان را به صورت روزانه بشویند.» همانطور که به او کمک میکنیم هدفهای کوچکی داشته باشد، او را به سمت هدفهای مهمتر و بزرگتر سوق میدهیم.
3. ورزش کردن: اجازه بدهید اندورفین کار خودش را انجام دهد. ممکن است سود بلندمدتی نیز عاید بیمار شما شود. دکتر کوک میگوید:« هیچوقت فراموش نکنید که ورزش روزانه مغز را تقویت میکند، تا نگاهی مثبتاندیش به اتفاقها و وقایع داشته باشد.» اما در آن لحظه مراقب باشید که بیماران شما ممکن است به صورتی دیوانهوار به ورزش بپردازند و فکر میکنند باید تبدیل به قهرمان دوی ماراتن شوند. به آنها یادآوری کنید که همان ساعتهای کوتاه پیادهروی در طول هفته برای آنها مفید است.
4. سالم بخورید: یکی از دلایل ثابتی که باعث میشود تا افراد نسبت به بیماری خود آگاه شوند، غذاخوردن عصبی و اضافهوزن ناشی از آن است. شما میدانید که هیچ رژیم غذایی معجزهآسایی برای درمان افسردگی وجود ندارد، اما بیمار شما چنین علمی ندارد. خوب است اگر او را تشویق کنید تا مراقب غذا خوردنش باشد و جلوی غذاخوردن عصبی را بگیرد. یادتان باشد که طبق تازهترین تحقیقات، شواهدی وجود دارد که غذاهای با امگا 3 فراوان، شبیه به ماهی سالمون (ماهی آزاد) یا تون، و غذاهایی با اسید فولیک، شبیه به اسفناج یا آووکادو، به کاهش افسردگی کمک میکنند.
5. خواب کافی: خواب کم یکی از چرخههای معیوب در افسردگی است، و سئوالی که شما باید در همان ابتدا از بیمار بپرسید. کم شدن فرصت خواب باعث میشود تا بیمار دچار افسردگی بیشتری شود. از بیمار بخواهید تا داستان یک روز زندگیاش را برای شما تعریف کند. در همان مرحله اول به او پیشنهاد بدهید تا تغییری در سبکزندگی روزمرهاش ایجاد کند. در ساعت معینی به رختخواب برود و در ساعت معینی از رختخواب بیرون بیاید. از او بخواهید در طول روز چرت نزند. به او بگویید؛ تمام عواملی که ذهنش را مغشوش میکنند، از رختخوابش بیرون بیاورد. نه کامپیوتر آنجا باشد، نه تلویزیون و نه تلفن همراه.
6. مسئولیتگریزی: زمانی که یک بیمار به شما مراجعه میکند، ممکن است به سادگی برای شما توضیح دهد؛ میخواهم مسئولیتهایم را در خانه و در محیطکار کم کنم. این تصمیم معمولا از سوی خانواده و دوستان و آشنایان فرد تقویت میشود که ما پزشکان اسمش را دوستی خاله خرسه میگذاریم. مراقبت باشید که آنها دست به چنین کاری نزنند. باقی ماندن در فعالیتهای ثابت و مسئولیتهای روزانه میتواند شبیه به طبیعیترین درمان افسردگی عمل کند. این فعالیتهای ثابت به افراد کمک میکند تا احساس خوشایندی از به انجام رساندن کارهایشان داشته باشند.
7. مقابله با افکار منفی: بخش مهمی از مقابله با افسردگی در مغز اتفاق میافتد و مبارزه جانانهای که میان افکار منفی با ذهن در جریان است. بهتر است راهی پیدا کنید تا به چرخه اصلی ذهن بیمار نزدیک شوید، و آن چرخدندهها را دستکاری کنید. با اضافه کردن منطق به تفکر بیمار میتوانید از راه درمان طبیعی وارد شوید. به او کمک کنید تا تمرین ذهن مثبت را انجام دهد. مغز او نیاز دارد تا هرچه سریعتر راه نجاتی برای خودش پیدا کند. شما نیز به او کمک کنید.
8. بیماران بینسخه: یکی از خطرهایی که بیماران شما را تهدید میکند و کمتر به آن توجه میشود، استفاده از داروها بدون تجویز پزشک است. بهتر است از همان ابتدا وضعیت خود و بیمارتان را مشخص کنید، و به صورتی صریح از او در این باره بپرسید. دکتر کوک میگوید:« از او بپرسید چه غذاهایی میخورد و چه داروهایی مصرف میکند و جلوی دردسرهای آیندهتان را بگیرید.»
9. کارهای تازه: مغز شما به عنوان پزشک باید سرشار از ایدههای تازه برای گذران زمان باشد. کسی که به سراغ شما میآید، گاهی اوقات انگیزهای برای رفتن به موزه ندارد، انگیزهای برای رفتن به سینما ندارد و هیچ گزینهای به ذهنش نمیرسد تا فعالیت تازهای انجام دهد. وظیفه شماست که راهکارهای تازهای به او نشان دهید و برای مثال به او پیشنهاد کنید تا کتابش را بردارد و به پارک برود و روی نیمکت پارک شروع به خواندن کتاب کند. به او پیشنهاد بدهید کلاس زبان برود. اگر بیمار شما نسبت به این کار واکنش منفی نشان داد، به صورتی صادقانه با او برخورد کنید و دلیل اصلی را به او بگویید. دکتر کوک میگوید:« وقتی که ما خودمان را مجبور میکنیم تا کارهای متفاوت انجام دهیم، در مغز ما فعل و انفعالات شیمیایی اتفاق میافتد. وقتی وضعیت همیشگی را تغییر میدهی، سطح دوپامین موجود در مغز تغییر میکند که منجر به احساس لذت و آموزش توامان میشود.»
10. شاد باشید: فراموش نکنید کسی که به سراغ شما میآید از افسردگی رنج میبرد و شاد بودن را فراموش کرده است. به نظر او هیچچیز در دنیا ارزش خوشآمدن ندارد. به او کمک کنید تا احساس سرزندگیاش را با استفاده از فعالیتهای مفرح به دست آورد. در این موقعیت مجبور نیستید از کارهای خوشایندی که به خودتان احساس خوبی میدهد، استفاده کنید. همین اندازه که به او بگویید به کارهایی بپردازد که پیش از این میپرداخته و از آنها لذت میبرده است، کفایت میکند.
برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
منبع: روزنامه سپید/سلامت نیوز
برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
افسردگی فصلی چیست؟راههای پیشگیری و درمان
برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
افسـردگی فصـلی معمولا با نام اختلال عاطفی فصلی (SAD) شنـاخـته میشود
فصل پاییز را همگان به نام فصل هزار رنگ میشناسند، اما همین فصل رنگارنگ به دلیل کوتاهی روز و بلندی شب فصلی افسرده قلمداد میشود و در عوض فصل بهار به عنوان فصل طراوت و شکوفایی در اذهان همگان نقش بسته است.
هر یک از روزهای سال از اهمیت و ویژگیهای خاصی برخوردار است اما پدیدهای به نام سندروم افسردگی فصلی موجب بروز اختلالاتی در برخی افراد میشود.
افسـردگی فصـلی معمولا با نام اختلال عاطفی فصلی (SAD) شنـاخـته میشود و نوعی افسردگی است که هر سال در یک زمان معین در فرد بروز میکند. معمولا از پاییز و زمسـتان شـروع شـده و در بـهار یـا اوایل تابستان پایان مییابد. ایـن بـیماری خیلی جدیتر از سندروم کم اهمیت «بـی حوصلگی زمستان» است.
علل افسردگی زمستانی
این نشانهها اگر در فصلهای کمنور سال به مدت دو هفته متوالی شما را رها نکرد، یعنی شما افسردگی وابسته به فصل دارید.
دلیل قطعی بیماری تا به امروز بهصورت دقیق مشخص نشده است اما به دلیل شیوع بالای آن در مناطق خاص، تصور دانشمندان بر این اصل استوار است که بیماری به دلیل تغییر در میزان نور خورشید ایجاد میشود. تئوری آنها از این قرار است که چون در زمستان و پاییز میزان قرار گرفتن در معرض آفتاب کاهش پیدا میکند، ساعت بیولوژیک بدن که خواب، حالات درونی و هورمونها را تنظیم میکند به تاخیر افتاده و معمولا در زمستان روند کندی را دنبال میکند. یکی دیگر از نظریهها این است که مواد شیمیایی مغزی که وظیفه انتقال اطلاعات میان نرونها (اعصاب) را به عهده دارند و به انتقالدهنده عصبی مشهورند (بهعنوان نمونه: سروتین) در افراد مختلف متفاوت است. محققان براین باورند که قرارگرفتن در معرض نور میتواند چنین ناهماهنگیهایی را از نو متعادل سازد.
علائم افسردگی زمستانی
اندوه: همه انواع افسردگی، یک نشانه مهم و مرکزی دارند؛ احساس غمگینی و پوچی در بیشتر ساعات روز.
اشتهای زیاد: در خیلی از افسردگیها اشتهای آدم کم میشود، اما در افسردگی زمستانی اشتها زیاد میشود؛ بخصوص به چیزهای شیرین پر از کربوهیدرات.
افزایش وزن: وقتی آدم بیاندازه شیرینی میخورد، معلوم است که چاق میشود.
احساس خستگی و کاهش میزان انرژی: احساس کوفتگی بیدلیل هم سراغ افسردگان زمستانی میآید.
احساس خوابآلودگی: درست مثل موجوداتی که به خواب زمستانی میروند، افسردههای زمستانی هم دلشان نمیخواهد رختخواب را ترک کنند.
نداشتن تمرکز: افسردههای زمستانی فقط جسم بههمریختهای ندارند، آنها نمیتوانند ذهنشان را مثل گذشته مرتب و روی موضوعی تمرکز کنند.
تحریکپذیری عصبی: افسردگان زمستانی زودتر میرنجند و زودتر هم از کوره در میروند.
تمایل به تنهایی: این افراد در اغلب مواقع دوست دارند تنها باشند و کسی مزاحمشان نشود.
همه انواع افسردگی، یک نشانه مهم و مرکزی دارند؛ احساس غمگینی و پوچی در بیشتر ساعات روز.
پیشگیری از افسردگی فصلی
اگر احساس میکنید دارای برخی علائم این بیماری هستید، به پزشک متخصص مراجعه کرده و مورد آزمایش قرار بگیرید. اگر تشخیص داده شد که شما مبتلا به این نوع افسردگی هستید، میتوانید از نکات زیر استفاده و کاری کنید که این بیماری مجدد در شما بروز نکند:
سعی کنید تا آنجا که میتوانید در طول روز، وقت خود را در بیرون از خانه صرف کنید. حتی اگر آسمان ابری است باز هم این کار را انجام دهید؛ چراکه نور خورشید باز هم در آسمان وجود دارد و میتوانید از فواید آن بهرهمند شوید.
یک رژیم غذایی متعادل، سرشار از ویتامین و مواد معدنی استفاده کنید. این کار انرژی بیشتری به شما میدهد و همچنین تمایل شما به غذاهای شیرین و نشاستهدار را کاهش میدهد.
سعی کنید حداقل سه روز در هفته به مدت 30دقیقه ورزش کنید.
در صورت نیاز: در ماههای زمستان با یکمشاور در ارتباط باشید.
در فعالیتهای گروهی شرکت کرده و ارتباط خود را با جمع قطع نکنید. در طول زمستان، این امر کمک چشمگیری به شما میکند.
درمان افسردگی فصلی
انگار ما انسانها واقعا مثل گیاهان محتاج نوریم و وقتی جهان مثل گلخانههای تاریک میشود، هم جسم و هم روان ما پژمرده میشود. حالا که همهچیز زیر سر کم بودن نور است، میشود با زیاد کردن نور محیط، از حس افسردگی زمستانی رها شد؛ اما چطور؟
1. نور درمانی کنید: تحقیقات اخیر نشان میدهد پرتو درمانی تا حد زیادی میتواند در درمان بیماری موثر واقع شود. گاهی اوقات داروهای ضدافسردگی نیز ـ هم در کنار پرتو درمانی و هم به تنهایی ـ مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین گذراندن روز، در زیر نور خورشید نیز میتواند به بهبود بیمار کمک کند. باید سعی شود بهطور کلی میزان قرار گرفتن بیمار در معرض نور خورشید چه در خانه و چه در محل کار افزایش پیدا کند.
درمان از طریق یک قطعه که شامل لامپهای فلوئورسنت بوده و دارای یک روکش پلاستیکی است (تا امواج فرابنفش را خنثی کند) صورت میپذیرد. شدت نور باید حداقل بین شش تا هشت لامپ فلوئورسنت باشد. حتما لازم نیست بیمار بهطور مستقیم به نور خیره شود، بلکه باید کارهای روزمره خود مانند غذا خوردن یا مطالعه کردن را در فاصله یک تا دو متر از آن انجام دهد. این روش کاملا مطمئن بوده و در بیشتر موارد نتیجه بخش است. بهرهمندی از این روش، آن هم در ساعات پایانی روز موجب بروز بیخوابی در فرد میشود. بیشتر متخصصان ترجیح میدهند بیماران خود را صبحها به مدت 30 دقیقه در معرض پرتو شش ـ هشت لامپ فلوئورسنت قرار دهند. حدود دو تا چهار روز پیشرفتهای چشمگیری در بیماران رخ میدهد و طی دو تا چهارهفته بیماران به کلی بهبود پیدا میکنند. در صورت متوقف کردن پرتو درمانی، علائم بیماری بسرعت از نو خود را نشان میدهد؛ به همین دلیل این نوع روش درمان باید در سراسر فصل کم نور ادامه پیدا کند.
2. کوچ کنید: تجربه افسردههای شمال اروپا ثابت کرده است یک مهاجرت کوتاهمدت هدفمند به یک شهر یا کشور جنوبیتر، حال افسردههای زمستانی را بهتر میکند. شما هم میتوانید از تنوع جغرافیایی کشورمان استفاده کنید و یک سفر زمستانی به جنوب کشور را در برنامههایتان بگذارید.
برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:
بیتوته